جعفر شهرى باف
545
طهران قديم ( فارسى )
تلف وقت مينمود ، مخصوصا حرف و حديثهايشان كه گاهى تمام وقت حمامشان را اشغال مىنمود و از همين گفتگو و قال و مقال آنها بود كه صدايشان تا مسافتى به گوش رسيده حمام زنانه را ضرب المثل ميگردانيد . لازم بتوضيح است كه از عجايب احوال زنان يكى مذاكرهى آنها در حمام بود كه گاهى ديده ميشد همه اهل آن از گوشه و كنار كه يكى اين سر حمام و يكى آن سر آن نشسته بود با هم يك جا حرف زده گفتگو ميكردند و همه هم حرف همدگر حاليشان شده مىفهميدند ! ديگر حمامهاى پيوستهى آنها مانند ( حمام توآبى ) « 174 » يا حمام ( بشين و بسوز ! ) « 175 » بود كه سفيدبختى خود را برخ همگنان يا در و همسايه بكشند كه گاهى اين حمام در روز تا سه چهار نوبت مكرر ميگرديد . مفاخره با لنگ حمام يكى از خودنمائىها و افتخارات زنها همين حمام توآبيشان بود كه به رخ دوست و دشمن ميكشيدند و ارائه آن هم به اين صورت بود كه بعد از هر حمام و برگشتن به خانه لنگ خود را به جلو يا چفت در اطاق يا به بند رخت و ميخ ديوار طرف اطاق بياويزند و نشان بدهند كه همبسترى داشتهاند و اين بهترين ( بسوز ) ى بود كه ميتوانستند به دشمنان و بدخواهان اهل خانه و مادر شوهر ، خواهر شوهر بدهند ! و سياهبخت و سرافكنده زنى بود كه جز سر تنشوئى به سر تنشوئى لنگ حمام آويخته نداشته باشد . ايضا دربارهء لنگ حمام در اين باره داستانى بود كه ميگفتند تاجرى زن و مردى را در خانهاش جهت رفع تنهايى نشانيد كه مرد بشغل حمالى اشتغال داشت و زن خدمت اين و آن ميكرده اما همه روزه صبح لنگ حمام زنك جلو اطاقشان آويزان ميشد و اين براى زن
--> ( 174 ) . حمام غسل . حمام بدون استعمال كيسه و ليف و صابون كه فقط بخاطر رفع جنابت انجام ميگرفت . ( 175 ) . حمام دهن كجى و حمام سوزاندن همگنان ، يا رقيب و هوو كه با زياد آمدن جهت غسل تطهير ناراحتشان كنند .